روز اول که سر کلاس پای بحث باز شد خطابم فرمودند کفر نگو کافر! و از همان روز به ظن خودشان شدیم خوش فکر توانمند اما کافر! و بلا نسبت گاو پیشانی سفیدی گشتیم در حد لالیگا !
از همان روز اول هم فرمودند بحث سیاسی نداریم بی تربیت ها!اصلاً چه معنی میدهد در جامعه ای که ولایت مطلقۀ فقیه برجاست بحث سیاسی داشته باشیم؟! در چنین جامعه ای یعنی سیاست همه اش همان است که رهبر میگوید و هیچ کس حق ندارد حتی راجع به آن بحث کند،چه رسد به اینکه مخالف هم باشد نعوذ بالله!
البته آن موقع برای بنده سوال پیش آمده بود که وقتی رهبر خودش میگوید میتوانیم بحث سیاسی کنیم چرا نباید بکنیم و گناه کبیره است؟! اما ترجیح دادیم نپرسیم چون برای جلسۀ اول زیادی بندۀ خدا را حرص داده بودیم و نگران سلامتشان بودیم،چرا که قبلش هم گفته بودند شما اصلاً شبها پا شده اید نماز شب بخوانید و در دل شب اشک بریزید که انا عبدک الضعیف؟هر گاه این کارها را کردید یعنی خدا و خدایی خدا را قبول دارید و ... و خب طبیعتاً ما هم نمیتوانیم در مقابل چنین حرفهایی صبر و سکوت پیشه کنیم دیگر!...
بگذریم...امروز هم تلمذ کردیم و تعلم دیدیدم که جبران خلیل جبران مصری میباشند و چون اندیشه هایشان با اندیشه های ایشان در تضاد است مثل خودمان آدم بی تربیتی هستند! و ایشان قیچی دست ما دادند و گفتند جملات دو زبانۀ آن جناب را از سمت راست فابریانای خوشگل آبی مان ببریم وگرنه نمره ای به ما تعلق نمیگیرد ! گفتنی است ما نیز به سادگی کوتاه نیامدیم و به قول نیما دهقانی کرممان را ریختیم و مشعوف گشتیم...
حالا اینها هم به کنار...جالب وقتی است که کوروش یا کورش را نیز بی تربیت می شمارند و میگویند مگر ما خودمان امام خمینی و رهبر نداریم که از او حرف میزنید؟ یعنی اینقدر بدبخت شده ایم؟درست است ایشان ایرانی میباشند اما خیلی ایرانی نیستند و به ما ربطی ندارند و من اصلاً این آقا را قبول ندارم...ایشون مسلمان نبوده اند که! حالا ما هر چه بگوییم به جان خودمان اوشان در دورۀ ایران باستان و پیش از اسلام بوده اند فایده ندارد که ! ما باز هم به قول همان نیما دهقانی کرممان میگیرد و میگوییم خب حرفهای رهبر و امام را زیاد شنیده ایم و میشنویم..ما گفتیم به حرفهایی بپردازیم که کمتر شنیده شده اند و بسیار نغز میباشند...به قول نیما دهقانی کرممان موثر واقع شده باز سرخ میشوند و آمپرشان بالا میرود که چه کند با از دین خارج شده و غرب زده ای چون ما...
از آنجا که به قول همان نیما دهقانی از تاثیرات به سزای کرممان لذت میبریم و دچار فزونی کرم میگردیم قصد داریم در جلسات بعدی از دکتر شریعتی،دکتر سروش،و عزیزانی از این دست سخن به میان آوریم و کلی خوش بگذرانیم...
خارج از شوخی دلمان برای دانش آموزان و دانشجویان میسوزد اساسی...یعنی کسی هم دلش برای ما میسوزد؟!
پ.ن: مامان جانمان دیروز فرمودند تو نه زنده ای نه مرده...از دیروز درگیر همین یک جملۀ بدون فعل گشته ایم اساسی!